اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1925
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
نمىشود ، پاك است بخشندهاى كه بخل نمىورزد ، پاك است بردبارى كه شتاب نمىكند . ص 605 ، س 10 : وَ لَقَدْ أُوحِيَ . . . وحى شد به تو و به كسانى كه پيش از تو بودند . ص 605 ، س 18 : قُلْ إِنْ كُنْتُمْ . . . بگو اگر خدا را دوست داريد ، از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد . ص 606 ، س 9 : امام اهل السموات . . . پيشواى آسمانيان و پيشواى زمينيان همگى . ص 606 ، س 13 : امامكم وافدكم . . . پيشواى شما به مهمانى خدا مىرود ، پس بايد هريك از شما بنگرد كه به مهمانى پروردگار خود مىرود . ص 607 ، س 8 : اراد ان يجعله . . . خواست كه او را رهبر عقبى گرداند ، چنان كه در دنيا رهبر گردانيد . ص 607 ، س 16 : و الافتخار بالعطاء . . . افتخار به عطا ، از بخشندهء عطا باز مىدارد . ص 607 ، س 25 : انا اول من . . . من نخستين كسم كه گور او شكافته مىشود ، و فخرى نيست ؛ و پرچم حمد به دست من است ، و فخرى نيست ؛ و آدم و فرزندانش زير پرچم من هستند ، و فخرى نيست ؛ و من نخستين كسم كه در بهشت مىكوبد ، و فخرى نيست . ص 608 ، س 20 : اما ان امتك . . . آگاه باش كه امت تو سر خواهند بريد اين كودك را چنان كه قصاب برهء گوسفند را سر مىبرد ، و داستان بلند است . ص 610 ، س 8 : التجاوز عن . . . گذشتن از جفا ، بهاندازهء محبت است ؛ و بزرگى جفا بهاندازهء بزرگى جاه شفيع است . ص 610 ، س 16 : التحيات لله . . . درودها خداى را است و صلوات و طيبات .